تاریخ انتشار : چهارشنبه 3 آبان 1402 - 11:26
کد خبر : 4917

خودروی ۱۰۰ میلیاردی برای بازندگان جام جهانی؛ صف قرعه‌کشی کوئیک از آن مردم!

خودروی ۱۰۰ میلیاردی برای بازندگان جام جهانی؛ صف قرعه‌کشی کوئیک از آن مردم!
گذشته از واکنش چند نفر از کشتی‌گیران، زینب نوروزی، ملی‌پوش قایقرانی که در بازی‌های آسیایی اخیر هم صاحب مدال شد، اعلام کرد ملی‌پوشان سایر رشته‌ها حتی به دریافت حواله پراید هم راضی هستند تا میزان تبعیض بین رشته‌های ورزشی را نمایش دهد.

به گزارش پایگاه خبری تیترنیوز،   حال چنین بذل و بخشش‌هایی برای تیمی که در مقابل انگلستان ۶ گل دریافت کرد و برابر تیم ملی آمریکا حرفی برای گفتن نداشت، صدای اعتراض ورزشکاران سایر رشته‌ها را درآورده است. ازجمله آنکه پاداش مدال‌آوران المپیک ۲۰۲۰ توکیو بین ۸۰۰ میلیون تا دو میلیارد تومان در نظر گرفته شد. همچنین مدال‌آوران مسابقات جهانی کشتی که اخیراً برگزار شد ۸۶۰ میلیون تومان بود.

گذشته از واکنش چند نفر از کشتی‌گیران، زینب نوروزی، ملی‌پوش قایقرانی که در بازی‌های آسیایی اخیر هم صاحب مدال شد، اعلام کرد ملی‌پوشان سایر رشته‌ها حتی به دریافت حواله پراید هم راضی هستند تا میزان تبعیض بین رشته‌های ورزشی را نمایش دهد.

تطمیع به جای توسعه زیرساخت‌ها

البته این برای اولین بار نیست که نگاه ویژه دولت به فوتبالیست‌ها مورد نقد ورزشکاران قرار می‌گیرد. معمولاً نهادهای دولتی به این بهانه که فوتبال هواداران بیشتری در بین مردم دارد، بودجه بیشتری در اختیار این ورزش قرار می‌دهد؛ اما چنین بودجه‌ای نه‌تنها خرج توسعه فوتبال نمی‌شود، بلکه به محلی برای تطمیع و زیاده‌خواهی برخی فوتبالیست‌هایی تبدیل شده که امروز حتی در لیگ کشورهای حوزه خلیج فارس طالب و خواهانی ندارند.

تابستان همین امسال بود که در برخی نقل و انتقالات حتی ارقام دستمزد ۱۰۰ میلیارد تومانی مطرح شد و طبق شنیده‌ها برخی بازیکنان موفق شده‌اند با تیم‌های دولتی قرارداد بالای ۵۰ میلیارد تومان هم امضا کنند. ماجرایی که در نهایت منجر به کسر امتیاز از دو تیم که به بودجه دولتی دسترسی دارند، شد.

این در حالی است که گذشته از بدهی‌های چند ۱۰ میلیاردی اکثر تیم‌های حاضر در لیگ فوتبال ایران، هنوز تیم ملی فوتبال زمین تمرین مناسبی در اختیار ندارد یا چمن استادیوم آزادی که بزرگ‌ترین ورزشگاه ایران است تفاوت چندانی با زمین خاکی‌های دهه ۴۰ ندارد و همچنان سکوهای این استادیوم به حال خود رها شده‌اند.از سوی دیگر، در حالی که کوچک‌ترین لیگ‌های فوتبال جهان هم دیگر به کمک‌داور ویدئویی مجهز شده‌اند، در لیگ ایران خبری از وار (VAR) نیست و استفاده از آن مخالفان سرسخت خود را در رأس تصمیم‌گیران دارد.

تافته‌های جدابافته به بهانه هواداران فوتبال

در شرایطی که آخرین دستاورد و مدال فوتبال ایران را باید در تاریخ جست‌وجو کرد، صرفاً با این توجیه که فوتبال هواداران زیادی دارد، نمی‌توان بازیکنان را تافته جدابافته کرد و گذشته از ثبت قراردادهای میلیاردی در هر سال، امتیازات اجتماعی زیادی به آن‌ها داد.

به‌عنوان مثال در شرایطی که مردان ایرانی باید دو سال از عمر مفید خود را نادیده بگیرند و قید شغل، درآمد، هنر، استعداد و حتی تفریحات خود را بزنند و به سربازی بروند، بسیاری از فوتبالیست‌ها با اتکا به قوانین مختلف و تفسیر به رأی آن یا از رفتن به خدمت معاف می‌شوند یا در بدترین حالت باید در تیم‌های نظامی نظیر ملوان انزلی یا فجر سپاسی شیراز که اتفاقاً تیم‌های ریشه‌داری هم هستند حرفه خود را با همان درآمد و امتیازات ادامه دهند.

چه بسا بسیاری از جوانانی که در حرفه و شغل خود سرآمد هستند و در سطح بین‌المللی حرفی برای گفتن دارند و عمر خود را پای تحصیل علم و پیشرفت علمی کشور گذاشته‌اند، اما به دلیل اینکه رسانه و هواداری ندارند باید به دریافت حداقل حقوق وزارت کار که ۱۰ میلیون تومان هم نیست، رضایت دهند. شاید در گذشته چنین تبعیض‌ها و نادیده‌گرفته‌شدن‌هایی پدیده «فرار مغزها» را رقم زده بود، اما اکنون هر شخصی که کوچک‌ترین تخصص و حرفه‌ای که دارد مهاجرت را به ماندن در ایران ترجیح می‌دهد.

طلبکاری به جای پاسخ‌گوئی

اتفاقا انتظار می‌رود فوتبالیست‌ها، مدیران و کادر فنی که با این تعداد هوادار مواجه هستند و قبل از عزیمت به جام جهانی فرصت دیدار با رئیس دولت، بالاترین مقام اجرایی کشور را پیدا می‌کنند در قبال نتایج ضعیف و به‌ویژه باخت مفتضحانه در برابر انگلستان، پاسخ‌گوی مردم و وزارت ورزش باشند؛ اما نه‌تنها آن‌ها خود را موظف به پاسخ‌گویی نمی‌دانند، بلکه رئیس فدراسیون فوتبال با حضور در تلویزیون دریافت شش گل از انگلیس را به‌عنوان دستاورد جا می‌زند و سرمربی وقت این تیم با دریافت تمام و کمال دستمزد و پاداش خود اصلاً به ایران بازنمی‌گردد!

به دنبال همین اتفاقات و البته ورود بیش از پیش سیاست به فوتبال است که طی سال‌های اخیر میان هواداران فوتبال هم دودستگی ایجاد شده و برخی ایرانیان حتی دیگر بازی‌های داخلی را دنبال نمی‌کنند؛ اوج این دو دستگی را می‌توان پس از جام جهانی سال گذشته و باخت ایران به آمریکا دید که گروهی از مردم در خیابان‌ها باخت ایران را جشن گرفتند! گروه دیگر نیز آن‌ها را متهم به وطن‌فروشی کردند.

در حالی این اختلاف فوتبالی در داخل به اوج رسیده و شرایط کشور هم در آن روزها ملتهب بود، عکس‌هایی از بازیکنان ایرانی حاضر در قطر منتشر شد که ارتباط چندانی با شرایط حاکم در ایران نداشت. چه بسا ارزها و حواله‌هایی که این بازیکنان دریافت کرده‌اند شاید پاداش عکس‌های آتلیه‌ای و پر رنگ و لعابی است که آن‌ها از خود در آن مقطع بر جای گذاشتند.

اکنون در حالی کنعانی‌زادگان و احتمالاً هم‌قطارانش به خودروی ۱۰۰ میلیاردی وارداتی‌شان افتخار می‌کنند و خودروهای دیگر را دون شأن خود می‌دانند که اگر بودجه کشور به جای بخشش به بازیکنان، صرف توسعه زیرساخت‌های ورزش می‌شد، در حال حاضر شاید چنین افرادی جایگاهی در بالاترین سطح فوتبال کشور نداشتند و همچون سایر مردم باید برای خرید یک کوئیک یا ساینای ۳۰۰ میلیون تومانی سال‌ها در صف قرعه‌کشی خودروسازان می‌ماندند و پس از آن هم به سامانه یکپارچه خودرو ارجاع داده می‌شدند.

کنعانی‌زادگان در حالی در مصاحبه خود با شبکه ورزش صداوسیما استفاده از خودروهای فوق‌لوکس را به دلیل حضور در «باشگاه بزرگ پرسپولیس» اعلام می‌کند و می‌گوید: «بالاخره باشگاه پرسپولیس این‌‌‌قدر بزرگ است که باید از خودروهای خیلی خوب استفاده کرد» که مشخص نیست چه ارتباطی بین حضور در یک باشگاه و استفاده از «خودروهای خیلی خوب» وجود دارد؟!به‌ویژه آنکه اگر چنین نگرانی‌ای وجود داشت حواشی مختلفی، آن هم با پیراهن تیم ملی ایران، از جمله در اتوبوس اردوی تیم و فایل‌های صوتی لو رفته از چند بازیکن به وجود نمی‌آمد.

خودروی ۱۰۰ میلیاردی؛ مصداق رانت و انحصار

جدا از مسائلی که به آن اشاره شد، خودروی ۱۰۰ میلیاردی کنعانی‌زادگان که اتفاقاً جزو وارداتی‌های ۲۰۲۳ به حساب می‌آید، مصداق بارز رانت است. چراکه پس از سال ۲۰۱۷ واردات خودرو به ایران کاملاً ممنوع اعلام شد. اکنون نیز پس از گذشت ۲۰ ماه از آزادسازی واردات خودر و حتی تصویب آیین‌نامه آن در دولت و مجلس، هنوز حتی یک دستگاه خودروی خارجی هم به خیابان‌های ایران نرسیده است.

در حالی که اگر وارداتی هم صورت بگیرد طبق آیین‌نامه با محدودیت قیمت ۲۰ هزار دلار مواجه است؛ از این رو مجوز واردات خودرو به بازیکنان فوتبال حتی اقدامی غیرقانونی تلقی می‌شود. چراکه همان رنجرور کنعانی‌زادگان که مدعی است ۱۰۰ میلیارد تومان ارزش دارد، نسخه ۲۰۲۳ R-Dynamic آن در بازارهای خارجی بین ۶۳ هزار و ۶۷۵ دلار تا ۷۰ هزار و ۴۷۵ دلار معامله می‌شود؛ یعنی رقمی معادل ۳.۲ میلیارد تا ۳.۵ میلیارد تومان.

همچنین نسخه P400 2023 که گران‌ترین نسخه این خودروست ۸۰ هزار و ۴۷۵ دلار قیمت دارد و با حجم موتور ۳۰۰۰ سی.سی تولید می‌شود که احتمالاً خودروی ۱۰۰ میلیادی کنعانی‌زادگان از همین نسخه است. نسخه‌ای که معادل ریالی آن حدود چهار میلیارد تومان تمام می‌شود. بر این اساس، با این مجوز، علاوه بر دور زدن سقف دلاری، محدودیت حجم موتور که ۲۵۰۰ سی.سی است رعایت نشده است.

اما دولت با دور زدن قانون، علاوه بر اعطای رانت، انحصار بازار خودروهای لوکس خودروهای خارجی هم در اختیار چند بازیکن فوتبال قرار داده که با توجه به اینکه بعد رسانه‌ای هم دارند به‌راحتی می‌توانند برای خود بازارسازی انجام دهند.

خودروی ۱۰۰ میلیاردی که مدافع تیم فوتبال ایران که به آن اشاره داشت معادل حقوق ۱۰۴۱ سال یک کارگر تمام می‌شود. یعنی با توجه به دستمزدهای تعیین‌شده برای کارگران در سال ۱۴۰۲، یک کارگر باید بیش از ۱۰۰۰ سال کار کند تا بتواند اندازه پول «فقط یک خودروی» کنعانی‌زادگان در سال ۱۴۰۲ درآمد کسب کند.

طبیعی است که موفقیت این بازیکنان در عرصه‌های جهانی شادی ملی را در پی داشته باشد، اما این هم بدیهی است تا زمانی که بودجه کشور به جای صرف در زیرساخت‌ها و پایه‌ها به شکل‌های مختلف در اختیار اشخاص قرار بگیرد نتیجه‌ای جز آنچه طی چهار دهه اخیر شاهد آن بوده‌ایم، حاصل نمی‌شود.

از سوی دیگر، پوشیدن لباس تیم ملی ایران به‌خودی خود افتخاری است که پیش از این هر کسی به‌راحتی آن را به دست نمی‌آورد و از بازیکنان اسطوره‌هایی چون علی دایی، کریم باقری، مهدی مهدوی‌کیا و … می‌ساخت، اما اکنون برخی بازیکنان در سودای همین پاداش‌ها و امتیازات است که این تیم را همراهی می‌کنند و گاه برای پیوستن به اردو شرط هم می‌گذارند.

البته مقصر تمام این ماجراها را نباید بازیکنان دانست؛ بلکه مدیریت فوتبال ایران پس از کناره‌گیری محمد دادکان از ریاست فدراسیون به سمتی رفت که بیشتر دیدگاه سیاسی روی آن وجود داشت و در این سال‌ها مسائل دیگری بر فوتبال ارجحیت پیدا کردند. از این رو به نظر می‌رسد تا زمانی که چنین خط و مدیریتی بر فوتبال ایران حاکم باشد، نه‌تنها «فوتبال ایران روز خوش به خود نمی‌بیند»، بلکه حوزه‌های دیگر از اقتصاد گرفته تا فرهنگ باید قربانی چنین نگرشی شوند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

فرهنگی

اخبار سیاسی