یارانه نیازمندانی که قطع شد و صداهایی که به جایی نرسید!

ست. اگر به هر علتی قرار نیست مبلغ یارانه را به خانوادهای پرداخت کنند بهتر است به جای بهانهتراشی و معطلکردن مردم از ابتدا اعلام کنند که قصد پرداخت یارانه را ندارند. این رفتارها شبیه به فریبکاری است».
صدایمان به جایی نرسید
دوران معلمی «محمد» در سال ۱۳۹۹ به پایان رسید و به جرگه بازنشستگان پیوست. همسرش هم شرایط مشابهی دارد. حقوق بازنشستگی او ماهانه ۲۳ میلیون تومان و میزان دریافتی همسرش هم ۱۹ میلیون تومان است. محمد برای «شرق» تعریف میکند: «یارانه ما در سال ۱۴۰۰ و در دولت سیزدهم قطع شد، در حالی که تنها درآمد ما همین حقوق بازنشستگی بود و همچنان هم همین شرایط را داریم. البته در زمان قطعشدن یارانهمان مبلغ دریافتی ما از مبالغ فعلی هم کمتر بود. آن زمان به ما گفتند که دهک هشتم هستیم در حالی که تنها دارایی ما همین خانهای است که در آن زندگی میکنیم. جالب آنکه من فردی را میشناسم که املاک بسیاری دارد و او هم در دهک هشت قرار گرفته، در حالی که ما شرایط مالی و دارایی یکسانی نداریم.
در نهایت ما نسبت به قطع یارانهمان شکایت کردیم، اما پاسخی دریافت نکردیم و صدایمان به جایی نرسید». این زوج بازنشسته بجنوردی، دو فرزند دارند که یکی ازدواج کرده و دیگری که دختری ۱۵ ساله است، یک بیماری خودایمنی دارد: «مخارج درمانی فرزندم بسیار بالا و متغیر است از پنج میلیون تومان تا برخی مواقع که به ۱۵ میلیون تومان میرسد. برای ما سؤال است که آیا زمان قطع یارانه شرایطمان را واقعا بررسی کردهاند؟ اصلا متر و معیارشان برای دهکبندی و قطع یارانه چه بوده است؟ مبلغ یارانه ما سه نفر در مجموع یکمیلیونو خردهای میشد که در شرایط اقتصادی فعلی همین مبلغ کم هم برای ما مهم بود. گاهی صرف خرید برخی اقلام خوراکی میشد و گاهی برای دارو یا آزمایش فرزندم هزینه میشد بهویژه در این ماههای اخیر که بیماری فرزندم سختتر و شرایط ما هم پیچیدهتر شده است».
بازنشستههایی که حمایت نمیشوند
«امیر» بازنشسته تأمین اجتماعی و اهل اهواز است. این روزها حقوق بازنشستگی او ۴۰ میلیون تومان است، در حالی که به قول خودش خط فقر روی عدد ۵۰ میلیون تومان قرار دارد. او در گفتوگو با «شرق» توضیح میدهد: «یارانه من همین دو، سه ماه پیش قطع شد و البته بعد از اعتراضم وصل شد. اما هنوز متعجبم که چرا باید یک بازنشسته را جزء دهک ۱۰ قرار دهند. همسرم خانهدار است و حقوق بازنشستگی ندارد، فرزندانم هم جدا از ما زندگی میکنند.
کل دارایی من همین خانهای است که در آن زندگی میکنم و یک دستگاه خودروی ایرانی». این بازنشسته ادامه میدهد: «مبلغ یارانه اگرچه کم است، اما در این شرایط گرانی میتواند برای خرید یک کیلو گوشت صرف شود. ما سالمندیم و نیازهای درمانی خاصی داریم، اما از طرف دولت حمایت خاصی نمیشویم؛ بنابراین این مبلغ حتی میتوانست صرف یک گوشه بسیار کوچک از نیازهای درمانی من یا همسرم شود». «امیر» مدیر ساختمانی است که در آن زندگی میکند: «به من گفتهاند که تراکنشهای مالیام زیاد است، در حالی که من به علت مسئولیتی که پذیرفتهام، مبالغ زیادی به حسابم واریز و هزینه ساختمان میشود. اما به دلیل همین موضوع نهتنها یارانهمان قطع شده بلکه از دریافت کالابرگ هم محروم شدهایم. این در حالی است که در جهان از بازنشستگان حمایتهای خاص میکنند».
حرکت به سمت ناکارآمدی
کامل دلپسند، جامعهشناس توسعه اجتماعی-اقتصادی، معتقد است ایده هدفمندی یارانهها با توجه به وضعیت رفاه ایرانیان درست بوده، زیرا هدف آن عدالت توزیعی و اصلاح وضعیت قیمت حاملهای انرژی بود. با این حال به نکاتی در این زمینه اشاره میکند و به «شرق» میگوید چالشهای ایجادشده در چند سال اخیر در عمل این قانون را به سمت ناکارآمدی برده است: «یکی از این چالشها رویکرد هر دولت نسبت به هدفمندی یارانهها بوده است. یعنی دولت منتسب به هر جناح این قانون را بر اساس ارزیابیها، دادهها و شرایط اقتصادی خود اجرا کرد. از طرف دیگر تورم بیش از اندازهای که طی ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر در نظام اقتصادی رخ داده بهعلاوه اعتراضات مدنی رخداده در سالهای اخیر هم، از جمله مسائلی هستند که اجرائیکردن این قانون را با چالش مواجه کردهاند.
به بیان دیگر هر دو مسئله دولتها را نسبت به اجرائیکردن قانون هدفمندسازی یارانهها بسیار محتاطتر کرده است». این جامعهشناس به حذف برخی دهکهای درآمدی از روند دریافت یارانه اشاره میکند: «با توجه به کاهش شدید ارزش پول ملی، عملا نرخ یارانه عدد قابل توجهی نیست، یعنی اگر قانون بهدرستی اجرائی میشد، الان باید به نسبت تورم و به نسبت قیمت حاملهای انرژی مبلغ یارانهها افزایش مییافت. اما شهروند ایرانی یارانه را به عنوان حق طبیعی خود در نظر میگیرد. معتقدم این نگاه ناشی از آن است که مردم میخواهند آزادی انتخاب داشته باشند یعنی خودشان انتخاب کنند که یارانه را دریافت کنند یا از آن انصراف دهند، قطعا همراهی و همسویی جمعی اتفاق میافتاد».
برخورداری از حداقلهای زندگی، رفاه نیست
او از شاخصهای در نظر گرفتهشده برای هدفمندی یارانهها هم انتقاد میکند: «شاخصهای در نظر گرفتهشده برای دهکبندی نیازمند بهروزرسانی و اصلاح است. این بهروزرسانی براساس وضعیت تورم میتواند نظام تصمیمگیری مبتنی بر دهکها را تغییر دهد، اگر چنین تغییری رخ دهد قطعا منجر به افزایش رضایت عمومی خواهد شد». دلپسند بر این باور است که دولت باید به اعتراضات افرادی که از روند دریافت یارانه حذف شدهاند، براساس دادههای متقن و دقیق رسیدگی کند تا شهروندان احساس کنند اعتراضاتشان نسبت به حذفشدنشان از دریافت این منابع به صورت دقیق پاسخ داده خواهد شد.
مسئولان باید به این نکته توجه کنند که هر قدر هم مبلغ یارانهها کم باشد، به دلیل ناپایداری اقتصادی، مردم به همین مبالغ هم دلخوشاند». به گفته او، در جامعه ایران، مردم تا آخرین روز عمر خود درگیر تأمین نیازهای اولیه زندگیاند؛ یعنی برخورداری از مسکن، خودرو و رفاه نسبی. در حالی که برخورداری از این موارد ابتداییترین امکانات زندگی است: «در جهان امروز داشتن یک ملک یا خودرو، نشاندهنده رفاه نیست. اگر فرد سرپناهی نداشته باشد چگونه و کجا زندگی کند؟ از طرف دیگر امروزه دولتها اشراف اطلاعاتی بسیار دقیقی دارند، یعنی حسابهای بانکی مردم و میزان تراکنشهای بانکی آنها به دقت رصد و پایش میشود؛ بنابراین ضروری است که به همان نسبت هم خود را متعهد به ارائه خدمات به شهروندان بدانند». دلپسند این را هم اضافه میکند که اگر تصمیمات دولت در حوزه هدفمندی یارانهها یا اجرای هر پروژه دیگری بدون در نظر گرفتن منافع عمومی مردم باشد، باعث انباشت اعتراضهای ذهنی در شهروندان میشود».
برچسب ها :تیترنیوز ، حدف یارانه ، دهک های پایین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1